گلبرگ خيال

تنها خیال است لحظه ای فراموشی را

یا مقلب القلوب و الابصار یا مدبرالیل و النهار

یا محول الحول و الاحوال حول حالنا الی احسن الحال

فروردین است و روز فـرودین / شادی و طرب را کنـد تلقیـن 

ای دو لب تو چو مـی مرا ده / کان باشـد رسم روز فـــرودیـن

                                                                                           با آرزوی بهترین بهار لبخندهورا

 

هردوت: آسمان ایران پر از فَـرَ وَ هَر است.Fre vahar(نخستین باور)

نوروز = اعتدال ربیعی (برابری روز و شب) . نوروز = خرداد روز(روز ششم) زاد روز سنتی زرتشت. روز فروردین برابر روز نوزدهم.

نوروز در گذشته های دور سالگرد طبیعی کار چوپانان بوده و روستاییان.بعدها بوده است که ثروتمندان و فرمانروایان نیز در نوروز و گردش سال ، حکمتی یافته و به آن آرایشی ویژه بخشیده اند.

در آیین زرتشت، اهورامزدا جهان را 365 روز و در 6 گهنبار آفریده است.

1-     مدیو زرم (میان بهار) در روز دی به مهر ،  اردیبهشت آفریده شد.

2-     مدیو شم (میان تابستان) 60 روز ،در روز دی به مهر، تیر ماه آفریده شد.

3-     پدیشه (گردآوری غله)،75 روز بعد، در روز انیران، شهریور ماه آفریده شد.

4-     ایا سریم(بازگشت به خانه)، 30 روز بعد، در روز انیران ، گیاه رویید.

5-     مدیاریم (میان سال) ، 80 روز بعد، در بهرام روز، دی ماه آفریده شد.

6-     همسپهمدیم (حرکت همه سپاه) در 75 روز بعد، در واپسین روز کبیسه سال، آفرینش انسان انجام پذیرفت.

نوشته شده در جمعه ٢۸ اسفند ۱۳۸۸ساعت ٥:۱٧ ‎ب.ظ توسط یک نویسنده نظرات () |

داستان نویسی:

مانند ساختمان سازی است؛ نیاز به عناصر و موادی دارد. چهارده گام.

1-    پیدا کردن سوژه(فکر خام که به ذهن خطور می کند.جرقه های نخستین و مایه ی داستان)

براساس مشاهده، مطالعه، مسافرت،گوش دادن به موسیقی، فکر کردن، حس کردن بدست می آید. ویژگی آن: باید نو وتازه باشد. جالب باشد. تعادل را برهم بزند. قابل گسترش باشد. قابلیت داستان شدن داشته باشد.

2-    داشتن طرح (شبکه ی استدلالی و روابط علت و معلولی)، باورپذیر باشد و تصادفی نباشد.

انواع طرح:  ساده: داستان از نقطهA شروع و در نقطه B به اوج ودر نقطه C به پایان می رسد. پیچیده : رویداد و اوج داستان در نقطه B قبل از نقطه ی A آورده می شود تا رسیدن به نقطه C، با فلاش بک یا (عقب گرد) به نقطهA، داستان دنبال می شود. بسته: گره های داستانی در آخر باز می شود و پایان داستان مشخص است. باز: گره های داستانی باز نمی شود . پایان داستان نامشخص است.                    

3- اشخاص داستانی یا(آدم داستانی) با داشتن صفت های ثابت و تغییر ناتپذیری آنی و آسان صفت ها. شخص اصلی داستان که حوادث برای او می افتد. اشخاص فرعی داستان که در کنار شخص اصلی هستند برای کمک به حادثه و ماجرایی که برای شخص اصلی می افتد.  انواع اشخاص: انسانی، جانوری، گیاهی، بی جان(اشیاء). ویژگی اشخاص: الف)ایستا: درطول داستان هیچ تغییری در صفاتشان نمی کنند.(خوب ِخوب، بد ِبد) ب) پویا: در طول داستان در صفتشان تغییر ایجاد می شود.

شخصیت پردازی: از راه توصیف مستقیم و توصیف غیر مستقیم. از راه گفت گوها، از راه عمل داستانی که انجام می شود. (جسمانی مثل ناخن جویدن و...، تکیه کلام ها مثل قربونت و...، ویژگی رفتاری مثل پرخوری، پرحرفیو...، نشانه های ظاهری مثل کچل، چاق، قدکوتاه و...)

4- زاویه دید یا (زاویه روایت):

بازگویی داستان از زبان یکی از اشخاص داستان یا از زبان گوینده و راوی است. جایگاه راوی در داستان مثل قرارگرفتن دوربین در تصویر فیلم برداری است. انواع زاویه دید یا (زاویه روایت):

1-    1- اول شخص(من راوی):  الف) راوی شخصیت اصلی داستان است. ب)راوی شخصیت فرعی داستان است. ج) راوی اول شخص جمع است.

2- دوم شخص(خطابی)      3- سوم شخص الف) دانای کل محدود(کم مداخله گر) ب) دانای کل نامحدود(مداخله گر)

4- مکاتبه ای(نامه نگاری)   5- یاداشت های روزانه نویسی  6- زاویه دید نمایشی (روایت همراه با صحنه پردازی و گفت گو)

7- تک گویی درونی        8- آشفتگی ذهن(سیال ذهن)      

5- کشمکش (جدال، رویارویی، تنش)

1-واژه شناسی 2-  معنی شناسی 3- کشمکش آدمی با طبیعت 4-  کشمکش آدمی با آدمی 5- کشمکش آدمی با خود 6- کشمکش آدمی با سرنوشت. 7- کشمکش آدمی با جامعه. 8- کشمکش جامعه با جامعه.

6- گفت گو یا دیالوگ (حرف زدن بین دو یا چند نفر با هم). کوتاه، طبیعی، ساده، نشان دهنده سن ،جنس،شغل، میزان سواد، نژاد، محیط و مکان زندگی گوینده آن باشد.

7-بحران (حادثه، گره یا نقطه اوج داستان که تعادل و آرامش داستان به هم می ریزد). 8-زمان.9- صحنه. 10-اسم داستان.11-لحن. 12- آشنایی زدایی13-مکان. 14- پایان بندی مناسب

نوشته شده در پنجشنبه ٢٧ اسفند ۱۳۸۸ساعت ٤:٥٠ ‎ب.ظ توسط یک نویسنده نظرات () |

انواع قالب های نگارشی:

مقاله، گزارش،تاریخ،شعر،قطعه های ادبی, سفرنامه، نمایش نامه، فیلم نامه، سرگذشت نامه(زندگی نامه)، نامه نگاری، خاطره نویسی، تک نگاری، یادداشت های روزانه، قصه، حکایت، داستان.

مقاله:

بر اساس مشاهدات و ذهنیت یک نفر از یک حادثه یا گزارش نوشته می شود. و همچنین براساس یک سری اسناد و اطلاعات و مدارک تا جنبه ی علمی آن بیشتر شود. موضوعات آن: ادبی، تاریخی، علمی، سیاسی، اقتصادی و ... ویژگی مقاله: متنی مستقیم گو است.(از سیر تا پیاز را بازگو می کند.) شخصیت پردازی و تخیل ندارد. ردّپای نویسنده دیده نمی شود. احساسات نویسنده در آن تأثیر نمی گذارد. در پایان نتیجه گیری دارد که آشکاراست. عنوان یا نام مقاله نشان دهنده ی موضوعِ متن مقاله است.

گزارش:

براساس مشاهده مستقیم است.انگار فردی دوربینش را به همراه دارد و حادثه ای را در ذهن دوربینش ثبت و ضبط می کند. یا شخص ،همزمان با رویارویی با حادثه ای ،آن را مو به مو، بدون شخصیت پردازی و تخیل، در دفتر یادداشتش می نویسد. ردّپای نویسنده درآن دیده می شود. احساسات نویسنده در آن تأثیر می گذارد. انواع گزارش: خبری (روزنامه ها، رادیو، تلویزیون و...)که ممکن است بصورت شنیداری یا دیداری باشد. گزارش کار که رایج ترین متن گزارش در ادارات و ... است.

تاریخ:

برای نَقل حادثه هاست. متن حادثه ها، تاریخ و رویدادها توسط مورخ یا تاریخ نگار، دست چین می شود. متنی مستقیم گو برای پرداختن به حوادث واقعی است. بدون شخصیت پردازی و تخیل. ردّپای نویسنده درآن دیده می شود. جهان بینی مورخ در آن تأثیر می گذارد. جنبه ی پند و اندرز و نتیجه گیری آشکارا دارد.

شعر:

نوشته ای آمیخته با خیال که دارای موسیقی، خیال انگیزی، قافیه، عاطفه ، آهنگین و موزون باشد. که بیان کننده ی هدف شاعر است.  کوتاه، فشرده و تصویری است. متنی مستقیم گو نیست.

قطعه های ادبی:

نوشته ای است توصیفی و توضیحی که زبان ادبی و شعرگونه. از تعبیرها و تشبیه های کلیشه ای و رایج سرشار است. معروف ترین قطعه های ادبی برای: قیصر امین پور، مهدی شجاعی، محمدرضا مهدی زاده.

سفرنامه:

گردشگران و مسافران درحال سفر و پس از سفر، دیده ها و شنیده های خود را درباره وضعیت جغرافیایی، مردم وآداب و رسوم آن ها، نوع معماری و ساخت و ساز ، و ... می نویسد. متنی مستقیم گوست. . احساسات نویسنده در آن تأثیر می گذارد.

نمایش نامه:

متن نمایش نامه، برای بازی بازیگر نوشته می شود. اولین نمایش نامه ها، به یونان باستان بازمی گردد. شخصیت پردازی، و فضا سازی دارد. متنی مستقیم گوست. گفت گو یا دیالوگ، روندِ نمایش نامه را پیش می بَرد. نمایش نامه نویسان مشهور: سوفوکل(یونانی)، شکسپیر، برتولت برشت، اکبر رادی، بهرام بیضایی. فرق آن با داستان در این است که نمایش نامه, همه چیز را نمایش می دهد اما در داستان جنبه ی روایی و توصیفی بیشتر دارد.

فیلم نامه:

نوشته ای که از آن برای فیلم های سینمایی استفاده می شود. تماماً داستان است. زاویه دید آن دریچه دوربین است. شخصیت پردازی دارد. متنی لحظه پرداز ،جزئی نگر و مستقیم گوست. با (صحنه, حرکات بازگیران، دوربین، سکانس، آدم ها ، ماجراها و واکنش ها) سرکار دارد.

زندگی نامه:

نویسنده سرگذشت زندگی خود (خودنوشت یا اتوبیوگرافی) یا سرگذشت زندگی مردان و زنان علم و ادب یا سیاست و هنر   (دیگر نوشت یا بیوگرافی) را می نویسد. شخصیت ها واقعی و بدون تخیل است. متنی مستقیم گو و جزئی نگر است. احساسات نویسنده در آن تأثیر می گذارد.

نامه نگاری:

معمولاً جنبه ی شخصی دارد و خطاب به یک نفر. ولی بعضی نامه ها جنبه ی عمومی دارند و برای خطاب به جمع بزرگ تری نوشته می شوند. بنابراین حالتی سرگشاده دارند. نویسنده به بهانه نوشتن می خواهد حرف دلش را به زبان قلم بیاورد. وِزگی آن: زبان ساده و روان. زاویه دید اول شخص یا دوم شخص است. متنی مستقیم گو و کلی نگر است. جنبه رمانتیک و احساسی دارد و گاهی با زبان شاعرانه و نثری هنرمندانه. گاه درقالب نامه های پیاپی، داستانی را می نویسد: مثل کتاب بابالنگ دراز . مشهورترین نامه نگاریها: نامه های نیما یوشیج به همسرش، نامه های جواهر لعل نهرو به دخترش.

خاطره نویسی:  

برای نقل حادثه ای که در گذشته اتفاق افتاده و اثر آن در خاطر و ذهن باقی مانده است و بدون تخیل. گاه جنبه شخصی و محرمانه دارد و گاهی محرمانه نیست. شنیدنش خوش آیند است. زاویه دید آن، اول شخص مفرد(من راوی) است. متنی مستقیم گو و جزئی نگر است.

تک نگاری (مونوگرافی):

نوشته ای ست مانند سفرنامه و گزارش و دارای خصوصیت های هر دو. شخصیت ها واقعی، مستند و بدون تخیل است. متنی مستقیم گو و جزئی نگر است. احساسات نویسنده در آن تأثیر می گذارد. مانندِ سفرنامه ناصرخسرو، اورازان و تات نشینان بلوک زهرا از جلال آل احمد.

یاداشت های روزانه:

بر اساس رویدادها، شنیده ها، دیده ها و رفتارهای هر روز نوشته می شوند. یکی از ساده ترین و عمومی ترین راه نهایی جلوگیری از فراموشی، یادداشت نویسی است. واقعی، مستند و بدون تخیل است. متنی مستقیم گو و جزئی نگر است. شرط نوشتن یادداشت های روزانه، عادت به نوشتن است.

قصه:

با آن که قصه ، بیشتر از آن که نوشتنی باشد، گفتنی است؛ اما با پیدایش چاپ و ابداع خط، برای جلوگیری از فراموشی قصه هایی که نسل به نسل، سینه به سینه نقل شده بودند، نوشته شدند. با جمله های تکراری «یکی بود یکی نبود، روزی بود روزگاری بود، سال ها پیش در سرزمینی دور» و مثل این ها شروع می شوند. و پایان ها با کلاغی که به خانه اش نرسید. شخصیت های آن یا خوبِ خوبند یا بدِ بد. احساسات نویسنده یا قصه گو در آن تأثیر می گذارد همراه با تخیل، پند و اندرز می دهد و نتیجه گیری آشکارا دارد. جنبه سرگرمی دارد و پایانش را به آسانی می توان حدس است.

حکایت:

رویدادهای کوتاه و ساده که به صورت قصه، روایت می شوند و دربرگیرنده ی مسائل اخلاقی و تربیتی. متنی مستقیم گو و جزئی نگر است و حکایت نویس ماجرا را مو به مو، تعریف می کند. نتیجه گیری آشکارا دارد. معمولاً حکایت نویس، حکایت را از دیگران نقل می کند. و از عبارت هایی مثل: آورده اند؛ شنیده ام و ... استفاده می کند.

داستان:

متنی است با کمک تخیل و برانگیختن احساس خواننده ، هم داستانش را می گوید و هم روی مخاطب تأثیر می گذارد. داستان کوتاه: برشی کوتاه از زندگی است که در متن داستانی، نمایش هم می دهد. یک شخصیت اصلی دارد و اتفاقات حول محور همان شخصیت اصلی می افتد. و دارای چند شخصیت فرعی.

فرق قصه و داستان: قصه نوعی ادبیات است که در قدیم وجود داشته با ساختاری ابتدایی و ساده، قابل فهم عامّه ی مردم و پر از  کلمه ها و ضرب المثل های عامیانه. حوادث علت و معلولی ندارد و تصادفی و در یک چشم به هم زدن اتفاق می افتد. و به جای شخصیت، قهرمان دارد. و نتیجه گیری دارد. روایت کننده آن، قصه گوست که کل قصه را به تنهایی تعریف می کند. اما در داستان روایت کننده از شیوه زاویه دید یا (زاویه روایت) داستان را روایت می کند.

نوشته شده در پنجشنبه ٢٧ اسفند ۱۳۸۸ساعت ٤:٤٧ ‎ب.ظ توسط یک نویسنده نظرات () |

یک نویسنده، مادر زاد (از شکم مادر) ، نویسنده به دنیا نیامده است.

آن چه مهم است: اول خواندن است، اول خواندن است، اول خواندن است.

دوم علاقه و تلاش در نوشتن است. چخوف می گوید: «تا می توانی بنویس،

بنویس، بنویس، آنقدر بنویس، که انگشتانت بشکند.» و همچنین داستایوفسکی

می گوید:«نوشتن عرق ریزان روح است.» سوم استعداد است.

با آرزوی موفقیت

 

نویسنده:

کسی است که از زبان به گونه ای متفاوت از افراد عادی جامعه، در هدفی والاتر از حد معمول بهره مند می شود.

به عبارت دیگر کسی است که عبارات را بابیانی شیوا و دل نشین بنگارد. در معنی خاص خود یعنی خلاق بودن، زیبا نوشتن و هنرمندانه نوشتن. به کمک نوشته اش ارتباط و اتحاد را با مخاطب خود برقرار می کند.

کار او:

 نه تنها ارسال پیام بلکه ایجاد تأثیر و تلقین اندوه یا شادی نیز است.

برای یک نویسنده خوب شدن:

۱- بسیار خواندن: در ابتدا واژه را باید این قدر خواند تا ملکه ذهن شود. سپس به طرز ترکیب کلمات در جمله دقت کرد.

۲- نگارش صحیح: نوشتن باید به سبک معاصران باشد. با مطالعه در آثار کهن و جدید، متوجه تفاوت آن دو می شویم و به بیانی متناسب با زمان خود دست می یابیم. از آثار پیشینیان تقلید کامل نداشته باشیم. نوینده خوب، فکر بلند و اندیشه والا دارد. ذوق و الهام با اندیشه های بلند پیوند دارند.

۳- رعایت اصول و قواعد درست نویسی و دستوری.

۴- یکی از راههای تقویت نویسندگی ثبت خاطرات است.

۵-  رعایت عفت قلم: منظور از عفت قلم یعنی عفت صاحب قلم است. یعنی مراقبت از زبان، تشخیص ارزش قلم و احساس مسئولیت نویسنده ی آن. رعایت عفت قلم، نیازمند تمرین است. نویسنده باید برخوردی انسانی با محققان تعلیم و تربیت داشته باشد. ارزش قلم در بیداری مردم، روشنفکری و تعالی قلم هاست.

عوامل بی عفتی قلم:

۱- ناپختگی و کم سوادی نویسنده. ۲- داشتن روح اندیشه ی پلید. ۳– نداشتن ادب و تربیت خانوادگی .۴- نداشتن ذهن منطقی. 5-کبر و غرور .۶- عجله و فضل فروشی .

مراحل نگارش:

۱- تعیین هدف.۲- انتخاب موضوع. ۳- مطالعه و تحقیق و گردآوری مطالب.۴- تهیه طرح و تنظیم موضوع سخن.۵- نگارش و شیوه ی بیان معنی.۶- وحدت موضوع.۷- ساده نویسی.۸- آرایش کلام.

هدف از نگارش:

۱- اشاعه ی دانش و هنر و آگاهی.۲- سهیم کردن دیگران در غم و شادی مردم که نویسنده عضوی از آنان است. ۳-اصلاح و بهبود جامعه از طریق آموزش های لازم.

اصول نگارش: ساده نویسی- عدم افراط و تفریط در بکارگیری واژگان غربی و عربی- پرهیز از تکرارهای بی مورد.

سبک:

روش خاص ادراک و بیان افکار به وسیله ی ترکیب کلمات و انتخاب الفاظ و تعبیر است.

دو موضوع سبک: ۱- فکر یا معنی.۲-  شکل یا صورت.

تقسیم بندی سبک از نظر قدماء:

۱- ساده و روشن. ۲- بلند یا عالی یا مبالغه آمیز. ۳- معتدل (بین ساده و عالی)

تقسیم بندی جدید سبک:

 ۱- ساده یا مرّسل:

(مبتنی است بر شیوۀ زبان گفتگو. نقطۀ مقابل شعر است. سادگی و صراحت دارد.از قرن۴ و۵ رواج یافت.)              

۲- موزون یا آهنگین:

(نثر شبیه نظم. سخنان خواجه عبدالله انصاری و شیخ ابوسعید ابوالخیر به این شیوه است.)

۳- مصنوع ادبی:

(استفاده از اشعارفارسی و عربی،آیات و احادیث، اصطلاحات علوم مختلف، طولانی بودن جملات.)

۴- دوره ی بازگشت به ساده نویسی

نوشته شده در پنجشنبه ٢٧ اسفند ۱۳۸۸ساعت ٤:۳٠ ‎ب.ظ توسط یک نویسنده نظرات () |

 تولدم مبارک هورا

بیست و سوم اسفند 

 

 `*.¸.*´  

_ '._¸¸HaPpY¸.•¤**¤•.. 

*•. .•* * BiRtHdAy!   

/ *HaPpY  

BiRtHdAy!(¯`v´¯)   

` *HaPpY.¸.*´ BiRtHdAy 

♥♥

♥Oامــروز♥O

 

♥Fیکســــــــــــال ازدیروزبـــــزرگتـــــــر شـــــــــدی F♥

Oمیــــــــــدانم چشـــــــــــــمانت انتظــــارهـــــــدیه ای راقـــــــــدم میـــــــــزند♥O

♥Gهـــــــــدیـــه ای خواهـــــــــــم داد بـــــه رســـــــم یـــــــــــــــــاد بـــــــــــــود♥G

♥Hجعبـــه ای ممـــــــــــــــــــــــلو از واژه هـــــــــــای قشنــــــــــــــــــگ♥H

♥Eگــــــــــــــــــذشت بزرگــــی،مــــــروت،عشـــق،دوستـی محـــبت♥E

♥Rروزیکــــــــــــــــــــــــه آنـــــــــــــرابازکــــــــــــــــردی♥R♥

♥Oشــــــــــایدموهایت به میهمـــــانی آسیاب رفته باشند♥O

♥Sوشــــــیدبزرگ شــــده باشــــــــــــــــی♥S

Hوبزرگتـــراز دیــروز♥H

♥Aاز دیروز♥A

♥N ♥

 

 

(¯`v´¯)

    `*.¸.*´    

   

HaPpY BiRtHdAy! 

 

 

 Send by : ofogheroshan

 

 

 

 

 

 

نوشته شده در یکشنبه ٢۳ اسفند ۱۳۸۸ساعت ٢:٤٥ ‎ب.ظ توسط یک نویسنده نظرات () |

مشاهده یادداشت خصوصی

نوشته شده در سه‌شنبه ۱۱ اسفند ۱۳۸۸ساعت ٢:۱٠ ‎ق.ظ توسط یک نویسنده نظرات () |